گفتگو با «محمد آفریده»؛ بخش دوم

مرجان ریاحی
قسمت نخست گفتگو با محمد آفریده را در روز سه شنبه در مورد «نخستین جشنواره بین المللی سینمای مستند؛ سینما حقیقت» خواندید. بخش دوم این گفتگو بیشتر به تولید فیلم در سال جاری در مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی می پردازد. و به بررسی مشکل ازلی سینمای مستند ایران یعنی انبوه ایده های خلاق جوانان و بودجه اندک مدیران.
در روزهای نخست آغاز مدیریت جدیدتان طی فراخوانی از کسانی که طرح برای ساخت فیلم اول بلندشان داشتند، دعوت برای ارائه طرح کردید. چند طرح ارائه شد و چند فیلم ساخته شد؟
چون در سال گذشته از نظر تولید مرکز گسترش در رکود کامل بود، با دادن این فراخوان ما با انبوهی از طرح و ایده های خلاق فیلمسازان روبرو شدیم. بالای 800 طرح در ۴ زمینه ای که مرکز گسترش در آن فعالیت دارد به ما ارائه شد. از میان طرح های ارائه شده 120 طرح متعلق به فیلم اولی ها بود. اما با توجه به محدودیتی که ما داشتیم در زمینه بودجه برای تهیه فیلم بلند، فقط توانستیم 10 فیلم را برای مشارکت انتخاب کنیم.
میزان حمایت شما و کف و سقف بودجه پرداختی تان چقدر بود؟
ما بین 20 تا ۵۰ درصد از هزینه های فیلم را مشارکت می کردیم. مثلا برای یک فیلمی که 200 میلیون هزینه اش بود، مشارکت مان 100 میلیون تومان بود.
بیشترین ملاک شما برای انتخاب طرح های ارائه شده چه بود؟
ما نمی خواستیم فیلم بلند بدون مخاطب بسازیم و فیلم هایی که فقط به درد یکسری از جشنواره های ویژه می خورند. چون من شخصا اعتقاد دارم سینما وقتی با نفس مخاطب دم خور می شود، حیات پیدا می کند.
سعی کردیم فیلم هایی با قابلیت جذب مخاطب با عوامل حرفه ای تولید کنیم. فیلم هایی که بتوانند در چرخه سینمای بلند کشورمان با قدرت وارد شوند. به قول آقای جعفری جلوه بحث ما حمایت و صیانت از فیلمسازان است. ما با یک مراقبتی فیلمساز را در کنار تهیه کننده می گذاریم و با تامین بخشی از هزینه های فیلم، این اشتیاق را در تهیه کنندگان برای حمایت از فیلم اولی ها ایجاد می کنیم. البته از 120 طرح پیشنهادی حداقل بالای ۵۰ طرح قابلیت تبدیل شدن به یک فیلم خوب را داشت؛ اما متاسفانه شرایط ما در سال جاری اجازه حمایت بیشتر را به ما نمی داد.
وقتی آقای جلوه صحبت از سینمای ملی می کنند؛ به اعتقاد من فقط با این فیلمسازان تازه نفس می توان به سینمای ملی رسید. نمی خواهم کتمان بکنم ارزش سینمای حرفه ای را اما واقعیت این است که بیش از 70 درصد آنان دیگر قابلیت و قدرت جوابگویی به ذهن های جوان و خلاق را ندارند. و آن دسته از افرادی که در سینمای حرفه ای خوب درخشیدند، نه تنها با ورود این جوان ها مشکلی ندارند بلکه خوشحال هستند که یک نسل با تفکر وارد عرصه سینمای حرفه ای می شود. و تنها فیلمسازهای ضعیف دچار هراس از ورود جوانان هستند و از اهرم هایی که در دست دارند برای کارشکنی استفاده می کنند.
در سال جاری شما تجربه کار با رسانه های تصویری را داشتید. در رابطه با این همکاری توضیح دهید؟
چون امسال بیشتر از 10 فیلم را نمی توانستیم به صورت نگاتیو حمایت کنیم، سعی کردیم تعدادی از فیلمسازان مستعدمان را به رسانه های تصویری وصل کنیم ه فیلم شان را به صورت ویدیوئی تهیه کنند که یا بعدا اگر شرایطش فراهم شد آن را به ۳۵ تبدیل کنند و یا حداقل یک نمونه کار بلند ویدیوئی داشته باشند. در این رابطه ۵ قرارداد با رسانه های تصویری داشتیم و در حال مذاکره با اداره کل تامین برنامه سیما و جناب آقای غلام رضایی هستیم که به امید خدا بتوانیم 10 کار مشترک با آنها بسازیم.
از 10 فیلمی که برای مرکز تهیه شده چند فیلم آماده شده است؟
تقریبا ۶فیلم برای ارسال به جشنواره فجر آماده است.
آیا حمایت از فیلم دومی ها هم در دستور کار شما بود؟
امسال قرار بود ما از فیلم دومی ها هم حمایت کنیم اما متاسفانه به خاطر مشکلات مالی فقط تعداد محدودی را توانستیم مورد حمایت قرار دهیم. کسانی مانند محسن امیریوسفی و خانم مونا زندی جزو فیلم دومی های ما هستند.
ظاهرا خیلی با احتیاط و تدبیر آدم ها انتخاب شدند. کسانی که شما نام بردید. فیلمسازهایی هستند که کارشان را بلندند و امتحانشان را پس دادند.
کار حرفه ای را نمی شود با کار کوتاه قیاس کرد. 10 سال پیش من برای اینکه سد تولید را بشکنم و به فیلمسازان هویت بدهم. خیلی کارگردانان را برای ساخت فیلم هل می دادم. اما امروز به خیلی از آنان می گویم صبر کنید و با تدبیر بیشتری فیلم بسازید.
در مجموع تولیدات مرکز گسترش در سال جاری ما نمونه های متفاوتی را داریم. از دو فیلم بلند انیمیشن سینمایی قلب سیمرغ (وحید نصیریان) و اپرای رستم و سهراب آقای دالوند گرفته تا تهیه 16 مستند بلند سینمایی که من نام تعدادی شان را اینجا می گویم.
دریای پارس (منوچهر طیاب)، سرزمین گمشده (وحید موسائیان)، هفت فیلمساز زن نابینا (محمد شیروانی)، ماده 61 (مهوش شیخ الاسلامی) و ... و فیلم های بلند سینمایی مان مانند: گناه من (مهرشاد کارخانی)، اخراجی ها (مسعود ده نمکی) و کارگردان هایی مانند آقای اردشیر شلیله و عبدالرضا کاهانی در مجموعه کاریمان داریم.
ظاهرا چند ماهی است برای ایجاد تغییر و تحولات جدید در مرکز گسترش بازسازی هایی انجام گرفته است. در رابطه با این تغییر و تحولات توضیح دهید؟
انشاالله در سال آینده سالن نمایش فیلم ما آماده می شود. همراه با یک کافی شاپ. همچنین بانک فیلم ما بزودی راه می افتد که حدود 4 تا 5 هزار نسخه فیلم های روز دنیا که اکثرا مستند هستند؛ در اختیار علاقمندان قرار می گیرد که می توانند با عضو شدن از مزایای این بانک فیلم استفاده کنند.
چرا با وجود فیلمسازان زن مستعد، همیشه سهم ناچیزی از جریان تولید به آن ها می رسد؟
خانم های زیادی در مجموعه ما کار می کنند. بین 30 تا ۴۰ درصد تولیدات ما به خانم ها تعلق دارد.
اما این خیلی کمتر از توانایی و پتانسیل موجود در فیلمسازان زن است.
خانم ها باید پی گیری و تلاش بیشتری کنند. ما موظفیم سفره ای را که جمهوری اسلامی ایجاد کرده، پهن کنیم و همه در کنارش بنشینند.
باتوجه به فرمایشات شما ما اینجا اعلام می کنیم که خانم ها می توانند برای گرفتن حق شان از تولیدات شما با سماجت بیشتری طرح های ارائه شده شان را پی گیری کنند.

مرتبط:
 
گفتگو با «محمد آفریده» درباره برگزاری نخستین جشنواره بین المللی مستند

یک دیدگاه بگذارید

لطفا حاصل عبارت زیر را به عدد در کادر مقابل آن بنویسید.