گفت و گو با کامران شیردل، دبیر جشنواره سینمای مستند کیش

سال اول یا دوم جشنواره کیش بود که گفتید این جزیره محل مناسبی برای برگزاری جشنواره نیست، چون مخاطب بومی ندارد. ولی حالا بعد از پنج سال نام کیش و سینمای مستند به هم پیوند خورده است...
طبعا کیش مکان ایدآلی برای برگزاری یک جشنواره نبود. هرچند که زیر ساخت های خوبی برای اجرای چنین امری کم و بیش وجود داشت. برنامه ریزی دقیق، پیگیری مستمر و همکاری و همدلی مسئولان سازمان منطقه آزاد کیش و موسسه توسعه سیاحتی کیش این امکان را فراهم آورد و این کار با مشکلات و مسائل بسیاری – که متاسفانه هنوز هم ادامه دارد – انجام شد و امروز نام جزیره کیش با نام سینمای مستند ایران – همانطور که شما هم معتقدید – پیوند خورده است.
من به دنبال فرارهای مکررم از تهران و محیط و فضای آن که واقعا دیگر شهری برای زندگی و فعالیت سالم نیست، و در پی عشق و گرایش همیشگی ام به جنوب(به معنای عام) و خلیج فارس و بنادرش(به معنای خاص) بارها روانه این مناطق شده بودم تا کار و فعالیت مستندسازی را ادامه دهم. قبلا هم در سال های 63 تا 68 در همین مناطق(اهواز، آبادان، گناوه، مارون و...) روی چند پروژه نیمه بلند مستند صنعتی درباره طرح های در دست اجرای وزارت نفت و مناطق نفت خیز جنوب کار کرده بودم... سفارشی برای ساخت یک فیلم مستند درباره جزیره کیش داشتم و می رفتم تا در این جزیره ساکن شوم. کار تحقیق و مطالعه به خوبی پیش می رفت و روزها و شب هایم را پر می کرد، ولی با این حال وقت زیادی داشتم. در کیش بیکار نشستن نوعی هلاکت خودخواسته است. زندگی در این وضعیت شدیدا آزار دهنده می شود و احساس در تبعید بودن به آدم دست می دهد. غربت و نوستالژی مشکل آفرین می شود. در یکی از همین اوقات بی ثمری و انتظار بود که فکر راه اندازی این جشنواره به ذهنم خطور کرد و این آغاز کار بود؛ کاری بزرگ با دست خالی!
سال 78 بود؟
بله. دی ماه 78. آن زمان از شیوه کار انجمن مستندسازان گله مند بودم و از آنجا که اهل سرزمین سینمای مستند هستم، فکر کردم که باید کاری کرد. یک ماه و نیم فرصت داشتیم و طبیعتا نمی شد فراخوان داد. ولی با شناخت دقیقی که از فیلم های مستند چهار دهه قبل ایران داشتم، به فکر مرور مستندهای ایران شناسی و بزرگداشت افراد فعال در این زمینه افتادم تا حرمت قدیمی ها حفظ شود. مساله را با مدیریت سازمان منطقه آزاد کیش در میان گذاشتم، تعجب کردند و گفتند مگر می شود؟ با پی گیری ها اولین جشنواره سینمای مستند کیش به شکل غیر رقابتی در پایان اسفند 78 برگزار شد. کمتر کسی فکر می کرد جشنواره موفق شود، ولی شد و به دل بچه های مستندساز نشست.
بلافاصله به فکر تداوم برگزاری افتادید؟
فردای روزی که اولین جشنواره با موفقیت تمام شد تصمیم گرفتم این حرکت فرهنگی و سازنده را ادامه دهیم. چون جای خالی آن در متن فعالیت و تاریخ سینمای مستند ایران به شدت احساس می شد. طبعا جشنواره سینمای مستند کیش یک جشنواره عام نیست و نمی تواند باشد. محلی برای برگزاری یک جشنواره تخصصی و مکانی برای گردهمایی و همدلی و تبادل نظر و اندیشه حرفه ای های این کار است، اعم از سازندگان یا منتقدان و روزنامه نگاران و افراد علاقه مند. این نکته کم و بیش در دو سال اول رقابتی شدن جشنواره به خوبی جا نیفتاد.
چرا؟
کیش یک سوپر مارکت است. بازارهای متعدد آن جذابیت زیادی برای جوانان دارد. اغلب مهمانان جشنواره هم جوان هستند. در دو سال اول به سختی می توانستیم جلوی بچه ها را بگیریم. ولی از سال سوم برای شان جا افتاد و سالن دانشگاه کیش حالا تبدیل شده به یک کارگاه مستندسازی چند روزه که بحث های جدی و مهمی در آن مطرح می شود و برای حاضران نکات آموزنده فراوان دارد.
ولی همچنان مساله کمبود مخاطب در کیش وجود دارد...
البته آرزوی قلبی ما این است که بیشترین مخاطب را در کیش داشته باشیم. هرچند که امکان و توان دعوت کردن بیش از این تعداد را هم نداریم. برگزاری آن در جای دیگری – مثل تهران – هم می تواند بسیار دست و پاگیر و آلوده به هیاهوها و دسته بندی ها و حواشی زائد دیگری شود که ازجمله مسائل این پایتخت حیرت انگیز و سردرگم است. اجرای جشنواره در کیش نتایج پرباری داشته که استقبال عام مستندسازان داخلی – و اکنون خارجی – نتیجه همین فضا و برخورد است، با این وجود هنوز هم آرزومندیم که جشنواره کیش تماشاگران و استفاده کنندگان بیشتری داشته باشد تا مثل همه جای دنیا با انتقال اطلاعات و مفاهیم و بحث و گفت و گو و تجزیه و تحلیل از درون جامعه جوان و علاقه مند عادی هم مستندساز و منتقد بیرون بیاید.
برای عملی شدن این فکر برنامه ای هم دارید؟
در سال های اول تا چهارم فیلم های برگزیده جشنواره را طی برنامه ای منسجم در سینماتک موزه هنرهای معاصر تهران به نمایش گذاشتیم که با حضور فیلمسازان و همراهی آن ها انجام می شداکنون قصد داریم از امکانات نمایشی موزه سینما هم بهره مند شویم.
ضمن آن که با چند فرهنگسرا هم در سطح تهران و هم برخی از مراکز استان های کشور در این مورد بحث و برنامه ریزی گسترده ای را آغاز کرده ایم که می توان به فرهنگسرای نیاوران اشاره کرد. طرح دیگر بردن و نمایش دادن مجموعه فیلم های مستند جشنواره کیش به کشورهای همسایه و جهان است که این حرکت را به شکل موفق و کم سابقه از امسال آغاز کردیم و شهر دوشنبه تاجیکستان اولین میعادگاه ما بود. نمایش فیلم های برگزیده کیش در سطح مناطق آزاد تجاری و صنعتی رو به گسترش و تکثیر یکی دیگر از اهداف ماست.

در شهر های دیگر چطور؟
سعی من این است که جشنواره با حفظ نام در شهرهای دور از مرکز برگزار شود. مثل چابهار، قشم و شهرهای سیستان و بلوچستان. در تهران به هرحال جشنواره فراوان است و کمبود کمتر حس می شود.
امسال اعلام کردید که برای اولین بار جشنواره کیش به شکل بین المللی برگزار می شود. اگر اشتباه نکنم، شما یکی از مخالفان سرسخت اعطای عنوان «بین المللی» به جشنواره ها بودید. نظرتان تغییر کرده؟
به هیچ وجه. عنوان «بین المللی» در ایران به بدترین شکل تعبیر می شود؛ می گوییم جهانی شده ایم، در حالی که به این منظور باید به موازین جهانی عمل کرد. به دلیل شرایط ویژه فرهنگی، عرفی و مذهبی ما نمی توانیم در ایران هر فیلمی را نشان دهیم. اغلب فیلم های خارجی، موضوع، صحنه ها و مسائلی دارند که در ایران قابل نمایش نیست. به همین دلیل تعدادی از آثار شاخص سینمای جهان برای نمایش در ایران باید ممیزی شوند، در حالی که بر اساس چهارچوب های جهانی شما نمی توانید اثر هنری را خدشه دار کنید و بعد آن را با امضای صاحب اثر در معرض دید بگذارید. این نکته همیشه مرا برانگیخته، چون می خواهم از یک قاعده و پرنسیب جهانی دفاع کنم. از سال گذشته نگاه ما به کشورهای نزدیک و همسایه معطوف شد که اغلب، دین شان اسلام است و فیلم های آنچنانی کمتر دارند. ما می توانیم فیلم های این کشورها را بدون تغییر و حذف به نمایش بگذاریم.
از طرف دیگر در جهان خیلی از جشنواره ها به پنج قاره نمی پردازند و در عوض به قاره هایی توجه می کنند که معمولا زیر دست و پای قاره های پیشرفته تر می مانند و حق شان ضایع می شود. ضمنا مسائل و موضوع های این قاره ها را هم نمی توان کنار آن پیشرفته ها بررسی کرد. بنابراین جشنواره های یک قاره ای، دو قاره ای و منطقه ای فراوان در سراسر جهان راه اندازی شده است. در گام اول فکر کردم که ما باید کشورهای اطرافمان را بشناسیم. آن ها مسائل و مشکلاتی دارند که ترکش هایش مانند مساله مهاجران افغانی و عراقی به کشور ما هم می خورد. بنابراین شناخت این مسائل مهم است.
چگونه امکان حضور آن ها را فراهم کردید؟
با تک تک آن ها مکاتبه کردم. بعضی ها اصلا جواب ندادند، چون ظاهرا برای شان اهمیتی نداشت. ولی آن ها که تجربه غنی فرهنگی دارند، مثل کشورهای آسیای میانه استقبال کردند. این کشورها بیش از 70 سال تحت سیطره کمونیسم بودند، ولی بسیار بافرهنگ هستند. به جز ترکمنستان که هنوز حکومت توتالیتری دارد که تماس های فرهنگی را هم ممنوع می داند، سال گذشته تاجیکستان، ازبکستان و قرقیزستان تنها در بخش جنبی جشنواره شرکت کردند. امسال علاوه بر این سه کشور فیلم هایی از قزاقستان، گرجستان، ارمنستان، آذربایجان، افغانستان و روسیه در بخش مسابقه بین الملل حضور دارند. بنابراین ما یک جشنواره دو قاره ای( شامل آسیا و اروپا) داریم. چون امسال اولین سال بین المللی جشنواره است، در بخش های جنبی به دو کشور مهم تولیدکننده مستند در اروپا هم می پردازیم. ازجمله برنامه های ما که شامل اروپا می شود، یکی بزرگداشت ویتوریو دسه تا است. او پدر سینمای مستند ایتالیا لقب گرفته و با 82 سال سن آخرین بازمانده دایناسورهای نئورئالیسم محسوب می شود. 10 فیلم از مشهورترین مستندهای او در جشنواره به نمایش در می آید. اغلب فیلم های او با وجود پرداختن به مضامین اجتماعی، سیاسی، اقتصادی منطقه سیسیل و رجو کالابریا در جنوب ایتالیا مدت زمانی بین 10 تا 12 دقیقه دارند و نمایش آن ها – که اغلب بدون کلام و گفتار و تنها با توصیفی بسیار کوتاه در آغاز یا میان نویس های شاعرانه هستند – می تواند گذشته از درس تحقیق، بومشناسی و مردم شناسی، کارگاهی آموزنده از نظر درک مفاهیم رعایت ایجاز در بیان سینمایی باشد، بخصوص برای سینمای مستند ایران که متاسفانه پرگویی چهره اش را خراشیده است. دسه تا مدت ها فراموش شده بود، ولی اخیرا چند جشنواره آثار او را به نمایش گذاشته اند. کشور دیگری که امسال در جشنواره حضور دارد، سوییس است. امسال که مجموعه فیلم های مستند من در بخش «عنوان اول» جشنواره لوکارنو به نمایش درآمد، از طریق همکار منتقد و فیلمشناس سوییسی رابرت ریشتر با مسئولان سینمای سوییس و «سوییس فیلم» آشنا شدم و بلافاصله پیشنهادی دو جانبه برای برای شرکت آن ها در کیش مطرح شد که با توجه به شرایط، مورد قبول هر دو طرف واقع شد. آن ها را در جریان مسائل و چهارچوب های فرهنگی و اقتصادی حاکم بر جشنواره کیش گذاشتیم که کاملا پذیرفتند و حتی برای آن که ذره ای بار مالی برای ما ایجاد نشود، متقبل شدند که کلیه مخلرج گروه سوییسی بر عهده خودشان باشد. آن ها ابراز تمایل کرده اند که شاید در آینده حتی کمک مالی هم در سطح ایجاد یک جایزه خاص، راه اندازی سایت اختصاصی جشنواره و تخصیص بورس سینمایی در اختیار جشنواره کیش بگذارند و به طور مستمر در برنامه های مسابقه بین الملل و جنبی شرکت کنند.
پس شما در یک کلام بین المللی کردن جشنواره را به شکل تدریجی آغاز کرده اید...
تدریجی و با گرایش منطقه ای. چون نه می خواهیم دروغ بگوییم و نه شعار بدهیم. بخشیدن عنوان بین المللی به یک جشنواره کار سختی است. ولی در سال های آینده چشم انداز سینمای مستند کشورهای دیگر را هم در جشنواره خواهیم داشت؛ کشورهای نا شناخته ای که کشف فرهنگ و آداب و رسوم آن ها وظیفه سینمای مستند است. بخصوص که ایران یکی از صداهای پرطنین سینما در جهان است و زمینه موفقیت های جهانی سینمای ایران نگاه مستندنما بوده است. ما می توانیم در منطقه به الگویی برای تبادل تجارب و اندیشه های تاثیرگذار سینمای مستند تبدیل شویم.

اسپانسرهای جشنواره امسال تغییر کرده اند؟
برگزار کننده و اسپانسر اصلی جشنواره بین المللی سینمای مستند کیش سازمان منطقه آزاد کیش و زیر مجموعه آن یعنی موسسه توسعه سیاحتی کیش است. امسال به جز وزارت امور خارجه سوییس، سوییس فیلم و سفارت سوییس در تهران که بخش چشم انداز سینمای مستند سوییس را تدارک دیدند، از ایتالیا هم «مدیاتکای مدیترانه» و «انجمن بین المللی باشگاه های غیر انتفاعی ایتالیا» با گردآوری و ارسال آثار ویتوریو دسه تا حمایت جالب توجهی از جشنواره کردند. دانشگاه کیش یکی دیگر از حمایت کنندگان اصلی جشنواره است و در واقع مکان و ماوای اصلی جشنواره یا درواقع «کاخ جشنواره کیش» همین دانشگاه است که همکاری مسئولان آن جای قدردانی و سپاس فراوان دارد. یکی دو شرکت خصوصی هم برای ارائه کمک های نقدی اعلام آمادگی کرده اند که در دست بررسی است. ما همواره در تلاش برای جذب اسپانسرهای دیگری هم هستیم تا مانند همه جشنواره های دنیا از منابع فرهنگی، مالی، اجرایی، و زیرساختی برای تامین بنیه مالی و اجرایی خود کمک بگیریم.
ظاهرا انجمن مستندسازان قصد دارد سال آینده در تهران جشنواره سینمای مستند برگزار کند. نظر شما در این زمینه چیست؟
هرچه سینمای مستند بیشتر دیده و عرضه شود، به حال و روز سینماگران مستند مفیدتر خواهد بود. جای کسی هم تنگ نمی شود. فقط مساله این است که هر جشنواره چگونه مدیریت و برنامه ریزی شود و بودجه اش به چه شکل صرف شود. چنین حرکت هایی را باید تشویق کرد.

رابطه شما با حوزه مدیریت دولتی سینما چگونه است؟
بدیهی است ما که در ایران زندگی می کنیم، باید محدوده ها و خط قرمزها را در نظر بگیریم. با آقای صانعی مقدم و همکاران فعال و علاقه مند ایشان در اداره کل نظارت و ارزشیابی معاونت سینمایی روابط حرفه ای خیلی خوبی داشته ایم و هر سال در نهایت دقت و سرعت فیلم ها را بازبینی کرده اند. حتی گاهی به فیلم هایی که در تهران اجازه نمایش نداشته اند، برای نمایش در کیش مجوز داده اند و بعد از موفقیت این فیلم ها در جشنواره امکان نمایش آن ها در تهران هم فراهم شده است.
حرکت هایی که در دوبی برای برگزاری جشنواره های سینمایی آغاز شده این نگرانی را به وجود آورده که این کشور با توجه به سرمایه فراوانی که در اختیار دارد، پس از تبدیل شدن به قطب اصلی تجارت در منطقه، گوی سبقت را در زمینه فرهنگ هم از ایران برباید...
اتفاقا باید فعالیت آن ها را به فال نیک گرفت، چون باعث توجه بیشتر به منطقه می شود. نباید فراموش کرد که در همه جای دنیا جشنواره های بزرگ، جشنواره های اصیل را از بین نبرده اند. البته دوبی به راحتی می تواند یک جشنواره کن شرقی به راه بیاندازد. ولی نگاه آن ها به مقوله فرهنگ و هنر هم تجاری و از سر سوداگری و هیاهوی تبلیغاتی و توریستی است. ایران به عنوان یک قاره کوچک فرهنگی، هنری، قومی، عقیدتی، ایدئولوژیک و تولیدی در منطقه حرف های بسیاری برای گفتن دارد. ما بزرگ ترین تولید کننده سینمایی در میان ده ها کشور دور و نزدیک خود هستیم و سال هاست که از نظر سینمایی – چه داستانی و چه مستند – یکی از معدود صداهای رسا و موفق در جهان به شمار می آییم. جشنواره بین المللی سینمای مستند کیش در منطقه هر سال – و امسال به نحو احسن – نشان داده و می دهد که چه استعدادهای شگرفی در این خاک پرگهر هر لحظه در حال ظهور و رشد هستند. ما بیش از آن که نگران باشیم – که مطمئنا نیستیم – باید به فکر توسعه مرزهای فرهنگی و شناخت خود در جهان و زمینه سازی برای صدور و اشاعه فرهنگ غنی و انسان گرای سینمای مستند خود در جهان باشیم.

یک دیدگاه بگذارید

لطفا حاصل عبارت زیر را به عدد در کادر مقابل آن بنویسید.